سلام

خدا رو شکر!خوبیم!چی بگیم و چی داریم که بگیم!

شکر!

تیپ دپسردگی گرفتم بد طور...عمیق...طوری که ترجیح میدادم برم فقط یه جا تنها باشم....بیخیال از همه چیز....دور از خودم....

یه مقدار گلگی از خدای بزرگ...اما چه فایده...میدونم جواب میده میدونم همه چیز امتحانه اما خوب یه توان ناچیزی ما هم داریم...

هووووففففف

تریپ خسته....

رفتم ارایشگاه...این شهرو تازه داریم جاهای مختلفشو امتحان میکنیم...

از ظهر که اومدم سرکار نشستم پای لپ تاپ عزیزمو و کد زدم...ادیت کردم...ارور گرفتم..ادامه دادم...تا حدودای ساعت 6 موفق شدم..یه پروژه هک کنسول بود...شاید بشه گفت دیگه این روزا همه اماده استفاده میکنند و اما من نه...باید نشون بدم کارمو بلدم...به نسبت خیلیا هویج نیستم...

خدای بزرگ رو شکر...رفتم گشتم تو بازار همه شیرینی فروشی ها شلوغ و دم مغازه جعبه کادویی های قرمز و خرس و قلب بادکنکی خودنمایی می کرد...

من اما خسته....خیلی خسته ...دل گرفته از کار این دنیا...چه فایده...هیچی!!باید خود خدای بزرگ کمکم کنه...

نباید ناامید بشم...من باید بتونم...برسم مرز بی نهایتِ هدف...میدونم بهش میرسم..انشاالله

بدرووود