هوووف
بسم الله الرحمن الرحیم امروز یا بگم امشب! اخرین ساعات سال 1401 متوجه شدم یکی از نزدیکرین افراد بهم..
بسم الله الرحمن الرحیم امروز یا بگم امشب! اخرین ساعات سال 1401 متوجه شدم یکی از نزدیکرین افراد بهم..
سلام
می نویسم بمونه یادگاری...
خیلی خسته ام
ذهنم آشفته اس..
خستگی کار سرجای خودش و اعصاب خوردی، های اشانتیون بعدش.. 🫤😐😐😐
هوووووف... گله دارم واقعا...
خدای بزرگ فقط کمک کنه...بعضی وقتا انگار مال خودت نیستی... باید طبق روال، دیگران کاری انجام بدی... و من اصلا زیر بار این موضوع نمیرم...
دوست دارم زندگیم روال عادی و اروم خودشو داشته باشه
بدور از همه.. هر چی شلوغی و ادم های جدید...
دوست دارم بمیرم توی تنهایی... هیچکس جز خودم و خدای خودم پیشم نباشه...مرگ حقه پس چرا انقدر قیمتیه؟ چون یه فرصتی بهم دادند که تا ابد دیگه نمیدن... اگر این اقایان گرامی نبودن که امیدی به، وضع اخروی نداشتیم.. مگر ائمه اطهار س دستمون رو بگیرن و سادات گوشه چشمی به ما کنند، که این ها از خون و، ریشه ائمه اطهارن و دعاشون گیراست...
خسته ام از خودم... خسته ام از اخر شب ها..
خسته، ام از این حالت که گوشی دستم میگیریم که یادم بره خستگی... خسته ام که انقدر نمیزارم خوابم ببره تا صدای اذان بیاد... من روحم خسته اس.. ذهنم فرسوده شده... به جایی رسیدم که تقریبا علوم زیادی کسب کردم... اما شدیدا روحم خسته اس...
هعیی روزگار.... این شب ها هم میگذرن... من که بدتر از این ها رو روز و شب ها رو سرکردم.. فقط باید امید، داشته باشم... باید ایمانم رو تقویت کنم... صبرمو باید زیاد کنم... خیلی از حرفا رو نشنوم... من دیگه اون ادم سابق نیستم هر حرفی که بهم میزدند، و برمیخورد درجوابش لبخند بزنم و از کنارش رد شم... باید روی خودم کار کنم... سخته، اما، باید بتونم.
روزگار درسته، قرار نیست که خوش بگذره...
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ ﴿۴﴾
همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم.
اما خوب دیگه امتحانی بالاتر از توان ما هم بر ما گرفته نشه.. اگر امتحان بالانر از توانم گرفته بشه میزنم زیر میز و طوری که خودکشی نباشه از این جان که در بدن دارم میگذرم...
خدایا، خودت عالمی که میکنم این کار رو.. پس خواهش می کنم بر ما رحم کن ای مهربانترین مهربانان..
این حرفا رو هم فقط واسه دل خودم زدم و لاغیر.. شاید بزارمش توی مطالب دارای رمز عبور...
التمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــاس دعـــــــــــــــــــــــا
حالم خوش نیست..😑😑😕😕😕
سلام
نزدیک عید شده و امسال خیلی فرق کرده با سال های گذشته![]()
با توجه به اینکه ما کلا تغییر محیط داشتیم و از یه نقطه بسیار گرم به نقطه نسبتا سرد و معتدل منتقل شدیم فکر میکنم یکم زمان میبره تا عادت کنیم![]()
هفته گذشته بخاطر سرما مریضی بدی گرفتم اما خدای بزرگ رو شکر بعد دوروز خوب شدم.![]()
امروز با پسرخاله ام که ایتالیاس تماس گرفتم چون داره برمیگرده یه دوهفته ای ایران،خیر سرش داره پزشک میشه![]()
یکم انگار عقبم از زمان یا مثلا یه جوریه انگاری هرکاری میکنم بازم نمیرسم به منظورم
عجیبه کلا
حال و هوای پنجشنبه و درگذشته ها...خدای بزرگ بیامرزدشون..
یه دوستی هم داشتیم بنده خدا درگیر زندگیش بود یکم تو فکرش بودم گاهی..خدای بزرگ به همه کمک کنه
انشاالله بعد از عید یه سری کارها رو باید انجام بدم ببینم چی میشه
التماس دعا دارم
چقدر کار نکرده دارم....
کاشکی برسم به همه اشون...
وضع اقتصاد که واقعا روح و روانمون رو به هم ریخته...
انشاالله خوب بشه همه چیز..
صدای قران مسجد جامع شهرمون داره میاد..
انشالله میرم مسجد نماز جماعت ..![]()
تا درودی دیگر بدرووود...
سلام
واقعا اعصابم خورد میشه از یه سری آدم ها
سعی میکنم به خودم مسلط باشم
ان الله مع الصابرین...
سفارشمو نگه داشتم ببینم قیمت ها چطور میشه...
توکل بر ایزد یکتا
یاعلی